این تمدن ها بی شک از اثرگذارترین تمدن های شهرنشینی جهان می باشند که روزگاری دنیا را متحول کرده اند. نام عمان تنها یک نام تجاری پس از یورش کشوری به کشور دیگر است که بر روی این آبها گذاشته شده است و وجاهت تاریخی و برگرفته از یک تمدن نمی باشد.

 به گزارش سنت نیوز؛

فردوسی:

از ایران بشد تا به توران و چین

گذر کرد از آن پس به مکران زمین

ز مکران شد آراسته تا زره

میانها ندید ایچ رنج از گره…

پی او ممان تانهد بر زمین

به توران و مکران و دریای چین…

همه چین و مکران سپه گسترم

به دریای کیماک بر بگذرم…

جهاندار سالی به مکران بماند

ز هر جای کشتی گران را بخواند…

از آن پس دلیران پرخاشجوی

به تاراج مکران نهادند روی…

پیرامون سرزمین مکران

 

سرزمین مکران نام ناحیه اصیل آریایی نشین در جنوب شرقی ایران زمین می باشد که دارای اقوامی دلاور و جنگجو با قدمتی بیش از سه هزار سال می باشد. بلوچ ها در طول تاریخ از دیدگاه زبان و نژاد تشکیل دهنده بخش اصلی پیکره ایران بزرگ می باشند. حکیم فردوسی بلوچ ها را جزوی از ارتش کیخسرو پادشاه ایران نامیده است. همچنین نام بلوچستان در سنگ نبشته های داریوش بزرگ بر بیستون و تخت جمشید “مکا” یا “مکران” نوشته شده و از آن به عنوان استان چهاردهم فرمانروایی هخامنشی نام برده شده است (سده ششم پیش از زایش مسیح).

بند دهم – از کتیبه جهانی بیستون / داریوش شاه گوید: آن و هیزدات که خود را بردیا (فرزند کوروش بزرگ) می خواند او سپاه به رخج(سیستان) فرستاده بود. بر علیه وی “وان نام پارسی” بنده من شهربان رخج و مردی را سردار آنها کرده بود… داریوش می گوید بعد از نبرد با بردیای دروغین همه دروغگویان و شورشیان اش را شکست دادم و فرمانروای رخج شدم.

کتیبه داریوش بزرگ در نقش رستم / به خواست اهورامزدا این است شهرهایی که من جدا از پارس متعلق به ایران کردم. بر آنان حکمرانی کردم. آنچه از طرف من به آنان گفته شد آنرا کردند. قانون من است که آنان را نگه داشت: ماد – خوزستان – پارت – هرات – بلخ – سغد – خوارزم – زرنگ – رخج – ث ت گوش – گندار – هند – سکائیهای ماورای دریا – سکودر – یونانیهای سپر روی سر – لیبیها – حبشیها – اهالی مک – کارائیها.

ابوالفداء نویسد / ابن حوقل گوید: مکران ناحیه ای است وسیع و عریض و بیشترش بیابان هاست و مردمش همواره گرفتار قحطی و تنگی باشند. تیز فرضه مکران است، بر کناره غربی رود مهران نزدیک خلیجی از رود مهران که بر منصوره گشوده می شود. در “اللباب” آمده است که مکران شهری است از کرمان میان تیز و بدهه قریب پانزده مرحله است.

… (تقویم البلدان . ص ۳۹۷) زبان مردم مکران پارسی بود و مکرانی و بازرگانی در مکران دراعه و دستار پوشند و مکران ولایتی بسیار است لیکن بیشتر بیابان و قحط و تنگی بود. (مسالک و ممالک . ص ۱۵۱) حمد الله مستوفی نویسد: مکران مملکتی بزرگ است از اقلیم دویم وسعتش دوازده مرحله دار الملکش فنزبور … هوایش گرمست و آبش از رود و دیگر بلاد بزرگش مکس و باشقرود دو شهر بزرگست. با اقلیم هفتم و صحاری و مواضع بسیار از توابع اوست و اکثر سکانش صحرانشین.

نام شهری است در ایران و نام ولایت آن شهر هم هست … و به فتح اول هم گفته اند. (برهان) (آنندراج). نام ولایتی از اقلیم دوم در میانه کرمان و سیستان منسوب به مکران بن هیتال، و کیج دارالملک آن بوده و آن را کینهج نیز گویند. نام ایالتی از بلوچستان در کنار دریای عمان و نام شهر این ایالت. (ناظم الاطباء). ناحیتی است از حدود سند و شهر کیج مستقر پادشاه مکران است. کیز و کوشک قند و درک و اسکف از حدود مکران است. (حدود العالم). ولایت وسیعی است. شهرها و قریه ها دارد و فانیذ در اینجا باشد و همه جا برند. این ولایت از سوی مغرب به کرمان و از سوی شمال به سیستان و از طرف جنوب به دریا منتهی می شود. (از معجم البلدان). مکران ولایت وسیع است و خارج ملک ایران و شرحش در آخر خواهد آمد اما چون خراج به ایران می دهد و داخل عمل کرمان است به این قدر ذکرش در اینجا کردن در خور بود. (نزهه القلوب چ لیدن ص ۱۴۱). مکران مملکتی بزرگ است از اقلیم دویم وسعتش دوازده مرحله، دارالملکش فنزبور طولش از جزایر خالدات “صج” و عرض از خط استوا “کد”. هوایش گرم است و آبش از رود و دیگر بلاد بزرگش تیز و منصور و فهلفهره و زراعات و عمارات بسیار و قرای بیشمار دارد. مکران از شمال محدود است به سراوان و بمپور و از جنوب به بحر عمان و از مشرق به کلات و از مغرب به بشاگرد. قسمت مهم آن که در ساحل بحر عمان واقع شده، دشت شن زاری است دارای چندین رود خشک، یعنی آب رود بواسطه شنی بودن از جنوب رفته تشکیل رودهای متعدد مانند دشتیاری، وحیل، رابیج، سادویج و غیره می دهد که در فصل گرما خشک است و در مواقع باران طغیان می کند و مهمتر از همه رابیج است. قرای مهم مکران عبارت است از: گِه، بنت، قصرقند، باهوکلات (جغرافیای سیاسی کیهان صص ۲۶۱-۲۶۲)

(نزهه القلوب .لیدن . ص ۲۶۲) امروز مکران در بخش جنوب شرقی ایران مجاور مرز پاکستان که از دنباله کوههای  بشاگرد و بگیربند که از مغرب به مشرق در امتداد ساحل دریا و بعضی به محاذات خط سرحدی قرار گرفته اند جزء مکران می باشد. بخش هایی از مکران ایران با توطئه استعمار انگلستان تجزیه و در کشوری تازه ایجاد شده به نام پاکستان قرار گرفت . دریای جنوبی عمان در گذشته به نام سرزمینهای شمالی آن یعنی مکران شناخته میشده است. آب و هوای مکران گرم و قسمت عمده آن محل سکونت ایلات بلوچ است و به همین مناسبت به نام بلوچستان خوانده می شود. ( فرهنگ  فارسی معین اعلام . ج ۶ ‍‍. ص ۲۰۱۰ ) فریدون جنیدی نیز درباره سرزمین مکران نویسد : « سرزمین مکران بنابر نشانه هایی که در شاهنامه آمده است . بخشی از سرزمین آسیا در شمال چین است که به گمان . کشور کره کنونی باز مانده آن در زمان ما است . این سرزمین در زمان باستان با جگزار توران بوده است و در داستان سیاوخش در ماموریت پیران را برای گرفتن باژ از سرزمین های زیر فرمان توران باز می خوانیم که یکی از آنها مکران است . هنگامی که کیخسرو بر افراسیاب پیروز گردید . برای گذر از دریا به شاه مکران نامه می نویسد واز او خوراک و علف و راه گذر می خواهد . اما شاه مکران سرباز می زند . و بجز از جزایر اقیانوس ارام . نخستین پرتو افتاب . بر همان سرزمین است که امروزه کره اش می نامیم. در این باره در« داستان ایران . بر بنیاد گفتارهای ایرانی »  سخن گسترده تر امده است که در اینده به چاپ خواهد رسید . » ملک هند دیبل و مکران به بهرام داد و بهرام با مالهای بسیار باز گشت پیروز و باکام . از ان سال باز دیبل و مکران با اعمال کرمان می رود که ملک هند هر دو اعمال را به بهرام داد . ( فارسنامه ابن البلخی ص ۸۲ ) . از حضرت خلافه قضاء پارس و کرمان و عمان و تیزو مکران بدو دادند . ( فارسنامه ابن البلخی ص ۱۱۷ ) . و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و دو مدخل بعد شود . از  اسناد مکتوبی که پیرامون  ارزش والای مکران موجود است متن پهلوی دوره ساسانی است. در بخش شهرستان های ایران در دوره ساسانی نیز اشاره کوتاهی به سیستان شده است ولی در قسمت شگفتی ها سیستان مورخین ساسانی چنین نگاشته اند:

شگفتی و ارزشمندی سرزمین سیستان نسبت به دیگر شهرهای ایران بالاتر است زیرا هم رود هیرمند و دریای فرزدان و دریای کیاسه و کوه اوشد اشتار اندر سرزمین سیستان قرار دارد و هم زایش و پرورش هوشیدر و هوشیدر ماه و سوشیانس زرتشت اسپنتمان که از آن ما را خبر داده است و رستاخیز خواهد شد از این سرزمین است… (متون پهلوی سعید نفیسی صفحه ۷۰)

پیرامون دریای مکران

 

دریای مکران (دریای عمان) دریایی در جنوب شرقی ایران است که در حقیقت ادامه اقیانوس هند است. از شمال به سواحل ایران و از جنوب به دریای عربستان و کشور عمان محدود است، و مدار رأس السرطان از جنوب آن می گذرد.

عرض آن از دماغه حد، در شمال شرقی کشور عمان، تا بندر گواتِر، در منتهی الیه جنوب شرقی ایران (در مرز ایران و پاکستان)، حدود ۳۲۰ کیلومتر و طول آن حدود ۵۶۰ کیلومتر است. در شمال غربی از طریق تنگه هرمز، در شمال شبه جزیره مُسَندَم، به خلیج فارس می پیوندد. بندرهای آن در جنوب (در سواحل کشور عمان) صُور، مسقط، مَطرَح، خابورَه و صُحار است. جزایر قشم و هرمز در جانب شمال غربی آن، در مدخل خلیج فارس و بندر عباس در ساحل ایران در چهارده کیلومتری شمال غربی جزیره هرمز قرار دارد. از قدیم در ساحل جنوبی آن، کشور مَزون (نام فارسی عمان) قرار داشت که مرکز آن صحار بود و ظاهرا نخستین ساکنان آن را اقوام غیر عرب ایرانی بودند. مزون که مدتی عیسویت در آن رایج بود و اسقف نشین داشت، چندی تابع ایران بود و مردم آن مذهب زرتشتی داشتند، و هنگام حمله اعراب دولتی مستقل داشت. (مسعودی، ج۱، ص۱۷۷؛ مارکوارت، ص۴۳-۴۴).

نام دریای مکران (عمان) پیش از اسلام بدرستی روشن نیست. چون این دریا ادامه اقیانوس هند است نامهای متغیری را تجربه کرده است. در برخی نقشه های پیش از اسلام این منطقه دریای اریتره ذکر شده است. در حدود ده نقشه باستانی از یونانیان موجود است که دریای مکران و خلیج فارس را با هم ” دریای پارس” نامیده اند. ولی پس از یورش اعراب به کشورشان چون ایرانیان قدرت سیاسی گذشته خود را از دست داده بودند تغییرات زیادی در نامهای جغرافیایی آبهای ایران صورت گرفت (مانند پارس = فارس / اردشیر خوره = فیروزآباد / آذرگشسب = تخت سلیمان / پارسه = تخت جمشید / پاسارگاد = مادر سلیمان / دریای آبسکون = دریای خزر / اروند رود = شط العرب / آتورپاتکان = آذربایجان / دریای پارس = خلیج فارس و …). به همین روی نام دریای مکران که برگفته از سرزمین های بلوچستان ایران و تمدنی کهن بوده است به دریای عمان بازارهای تجاری تبدیل شد. نام عمان به دلیل ویران شدن بنادر باستانی ایران پس از یورش اعراب و جایگزین شدن بنادر عمان نامگذاری شده است. رونق بازارهای عمان به جای بنادر و بازارهای چندین هزار ساله ایران از مهم ترین دلایل کم رنگ شدن نام مکران و محو آن از کتب تاریخی است. ولی از آنجاییکه بیشترین سواحل این دریا در کشور کهن ایران قرار دارد و تمدنهای بزرگی همچون شهر سوخته و جیرفت که زمانشان به هزاره دوم پیش از میلاد باز می گردد در این مناطق می باشند شایسته بازگشت به نام حقیقی آن یعنی “مکران” می باشد و بایستی است پژوهشگران و نویسندگان در پاسخ به یاوه گویی ها اعراب حوزه جنوب خلیج فارس از این نام تاریخی استفاده کنند. این تمدن ها بی شک از اثرگذارترین تمدن های شهرنشینی جهان می باشند که روزگاری دنیا را متحول کرده اند. نام عمان تنها یک نام تجاری پس از یورش کشوری به کشور دیگر است که بر روی این آبها گذاشته شده است و وجاهت تاریخی و برگرفته از یک تمدن نمی باشد.

به نقل از هرودت، در ۵۱۲ ق م، نخستین بار ناوژان داریوش بزرگ به دریا سالاری اسکیلاس یونانی از رود سند وارد دریای اریتره (دریای احمر و بحر عمان و خلیج فارس شد و سواحل مکران و عربستان (عمان) را بازدید کرد (سایکس، ج۱، ص۲۲۰؛ پیرنیا، ج۱، ص۶۲۹، ۶۳۱). در قرن چهارم هجری، دریای عمان جزو دریای اعظم به شمار می آمد و هر بخشی از دریای اعظم به نام ناحیه یا شهری که در کنار آن قرار داشت خوانده می شد؛ مانند دریای پارس، دریای بصره و دریای عمان (حدود العالم، ص۱۲، ۱۶۴). ظاهرا به لحاظ رونق بازرگانی بندر و شهر عمان در دوره اسلامی، بحر عمان نیز اهمیت یافت؛ زیرا، در آن دوره شهر عمان و بندر بارکده جهان به شمار می امده و ظاهرا با بندر تیز در خلیج فارس ارتباط دایمی داشته است. بازرگانان آن توانگرترین تجار شهرها بودند و از مغرب و مشرق و جنوب و شمال کشتیها به آنجا می آمدند (همان، ص ۱۶۹). دریای سبز یا بحر اخضر یا خلیج اخضر، که امروز کمابیش مطابق با دریای عربستان است، در جنوب آن قرار داشت (بکران، ص ۲۲). در زمانهایی دریای مکران و دریای فارس را یکی می دانستند و سواحل جنوب شرقی ایران بحر مکران و بحر کرمان خوانده می شد. بحر کرمان (از مشرق) به بحر مکران پیوسته بود و (از مغرب) از جزیره کیش فراتر می رفت و قسمتی از بحر فارس را هم در بر می گرفت. بحر مکران به بحر سند و از مغرب به بحر کرمان پیوسته بود (همان، ص ۲۰-۲۱). بارکده کرمان (در بحر کرمان)، هرموز (هرمز) و بارکد مکران ( در دریای مکران) بندر تیز بود. از مطالب کتاب افضل الدین کرمانی ( پیش از حمله مغول) چنین بر می آید که در آن دوره بندر تیز (تیس)، بارکده مکران، بندر بین قاره ای محسوب می شد؛ در افریقا با مصر و حبشه و زَنج (زنگبار) و در آسیای مرکزی با هند و سند و در خاورمیانه با کشورهای عربی مانند عُمان و شبه جزیره مناسبات تجاری داشته است. در این دوره از مکران فانید ( = شکر ) و قند صادر می شد و مشک و عنبر و پارچه های مخملی لطیف و نیل و محصولات دیگر در تیز (تیس) داد و ستد می شد ( ص ۱۲۷ – ۱۲۸ ).

دریاهای کرانه های جنوبی ایرن به دلیل گسترده بزرگ سرزمین های مکران ایران زمین، در سواحل شهرستان های چاه بهار و جاسک و میناب و بندر عباس و بلوچستان پاکستان، دریای مُکران و دریای کرمان خوانده می شده است. فاصله بندرها و کرانه های ایرانی دریای مکران (عمان) به خط مستقی از مشرق به مغرب به این شرح است: از بندر گواتر تا چاه بهار حدود نود کیلومتر (بندر تیز یا طیس در پانزده کیلومتری شمال بندر چاه بهار و بندر کنارک در حدود ۶۵ کیلومتری مغرب بندر چاه بهار، در حاشیه غربی خلیج چاه بهار قرار گرفته است. از چاه بهار تا بندر جاسک حدود ۲۹۰ کیلومتر؛ از بندر جاسک تا دماغه کوه حدود پنجاه کیلومتر؛ از راس الکوه، که ساحل به سوی شمال امتداد می یابد، تا مصب رود میناب حدود ۱۴۵ کیلومتر. رود میناب [شاید خوریتاب] را با رود آنامیس که، به روایت مورخان یونانی، نِئارخوس، سردار اسکندر، حدود ۳۰۰، ۲ سال پیش در کنار آن پیاده شد و به اردوگاه اسکندر در داخل ایران رفت، مطالبق می دانند (گابریل، ص۳۱ ؛ مستوفی، ص ۴۶، ۵۲ – ۵۳). فاصله شهر میناب تا رأس خلیج فارس (بندر عباس) از جاده اصلی به حدود ۱۰۴ کیلومتر می رسد. در این فاصله، بخش بیابان از شهرستان میناب قرار دارد که آخرین قسمت کرانه ایران در ساحل بحر مکران است. (دایره المعارف بزرگ اسلامی)

دریای مکران، به لحاظ آنکه بخشی از راه مواصلاتی خلیج فارس و مناطق نفت خیز آن با اقیانوس هند، شرق دور، افریقای شرقی، دریای مدیترانه و اروپاست، از نظر اقتصادی و سوق الجیشی اهمیت بسیار دارد. طبق مقررات قانون نفت، مصوب مرداد ۱۳۳۶، فلات قاره ایران در دریای مکران نیز مانند خلیج فارس تابع مقررات قانون نفت ایران شد. شرکت شیلات ایران در کرانه های شمالی بحر عمان تاسیساتی دارد. بر اثر حفریات باستان شناسان در کرانه های جنوبی شهرستان های چاه بهار و جاسک و میناب، که در ارتفاع کمتر از دویست متر قرار دارد، در شمال غربی شبه جزیره کنارک و کرانه رودی در جنوب آبادی سَدَیچ (حدود صد کیلومتری شمال شرقی شهر جاسک) و در ده کیلومتری جنوب شرقی آبادی کوهستک (حدود ۴۸ کیلومتری جنوب شهر میناب) آثار باستانی ما قبل تاریخ پیدا شده است؛ آثار یافته شده در سدیچ متعلق به ۵۰۰، ۶ تا ۵۰۰، ۷ سال پیش از میلاد و در کنارک متعلق به دوره دیرینه سنگی میانه یا عصر حجر قدیم وسطی است (ویتافینزی و کپ لند، ص۱۴۹، ۱۵۰).

عکس:

۸۰۰px-Persian(IRAN)_Empire_1747

۴۵۰px-Iran_provinces_in_Abbasid_Caliphate

Makran-Sea

Mokran-Sea-Gulf-of-Oman

نویسنده: روزبه پارساپور

منبع: کانون پژوهش های دریای پارس (www.Persiangulfstudies.com)