شهادت امیرالمومنین عمر بن الخطاب خلاصه از سخنرانی ایشان اول محرم الحرام سالروز شهادت سیدنا عمربن لخطاب (رض)و همچنین دهم محرم سالروز شهادت امام حسین (رض) و همچنین در اخرین روزهای ذی الحجه سالروز شهادت حضرت عثمان بن عفان هستند.

به گزارش سنت نیوز به نقل از مسجد النبی ایرانشهر؛ اقامه نمازجمعه در تاریخ ۹۳/۸/۲ سخنران جناب مولانا عبدالسلام ملازاده امام جمعه مسجدالنبی ایرانشهر موضوع :شهادت امیرالمومنین عمر بن الخطاب خلاصه از سخنرانی ایشان اول محرم الحرام سالروز شهادت سیدنا عمربن لخطاب (رض)و همچنین دهم محرم سالروز شهادت امام حسین (رض) و همچنین در اخرین روزهای ذی الحجه سالروز شهادت حضرت عثمان بن عفان هستند حضرت پیامبر(ص) وقتی میخواستند مقام و منزلت شهادت را بیان کنند می فرمودند:من دوست دارم در راه خدا کشته شوم دوباره زنده شوم دوباره کشته شوم . در قرآن شریف در سورهای مختلفی درباره عضمت شهیدان خداوند میفرمایند: وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ آنان را که در راه خدا کشته می شوند ، مرده مخوانید آنها زنده اند و، شما در نمی یابید ان الله حرم على الارض ان تاکل اجساد الانبیاء والشهداء خداوند عزوجل میفرمایند: بدن و اجساد تمامی انبیاء و شهیدان محفوض هستند وشهیدان در نزد خداوند زنده هستند و روزی میخورند حضرت عمر(رض) همیشه پیش خداوند دعا میفرمودند: اللهم انی ارزقنی شهادت فی سبیل الله و جهل موتی فی حبیبی بار خدایا شهادت را نصیب من کن آن هم در شهر حبیب تو حضرت عبدالرحمن ابن عوف در جواب ایشان فرموند:شهادت ان هم در دار الخلافه در شهر پیامبر به دست کفار.حضرت عمر(رض) فرمودند:ارزویی و تمنای من این است که شهید شوم و در شهر پیامبر دفن شوم حضرت پیامبر(ص) میفرمایند:لَوْ کَانَ بَعْدِى نَبِىٌّ لَکَانَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ اگر بعد از من نبی ای بیاید حتما آن عمر است ولی چون که من خاتم النبین هستم و در نبوت بسته شده است ولی تمام صفات،و استعداد نبوت در وجود عمر وجود دارد حضرت پیامبر(ص) میفرمایند: ای عمر اگر تو از کوچه ای عبور کنی تا شامگاه از خوف توهیچ شیاطینی از انجا عبور نمیکند. حضرت عمر(رض) میفرمایند:من یک شب خواب دیدم خروسی سرخ رنگ من را یک بار یا دو بار نوک زدن و در جواب ایشان حضرت اسماءابن مبعث میفرمایند ای امیرالمومنین تعبیر خوابت این است که تو بدست یک عجمی به شهادت میرسی . امیرالمومنین وقتی برای ادای نماز صبح به مسجد رفتن در هنگام رکعت اول نماز بعد از قرائت سوره فاتحه به وسیله شخصی مجوسی به اسم ابو لولو با خنجری زهر اگین مورد ضربه قرار گرفتن حضرت به زمین افتادن وبه حضرت عبدالرحمن بن عوف که پشت سر ایشان بودند اشاره کردند که امام شود و نمازرا ادامه دهند. بعد از اتمام نماز از ایشان سوال پرسیدند چه کسی من را میخواست شهید کنید صحابه گران قدر درجواب فرمودند:غلامی مجوسی به اسم ابو لولو امیرالمومنین سه بار فرمودند الله اکبر الحمدالله که شهادت من به دست یک مجوسی شد و به دست یک مسلمان نشد. زمانی که امیرالمومنین در بستر مرگ افتاده بودند روزی پسر خویش عبدالله ابن عمر (رض) را فرا خواندند و او با او پیغامی برای مادرمومنان ام المومنین عایشه صدیقه فرستادند.که در اخرین لحظات عمر خویش فقط یک ارزو تمنا دارد ان هم اینکه اگر اجازه بدهی در جوار حضرت پیامبر(ص) دفن شوند وقتی مادرمومنان ام المومنین عایشه صدیقه این سخنان را شنیدند فرمودند من جای را در کنار پدر و حضرت پیامبر برای خود انتخاب کرده ام ولی تمنا و ارزوی تو برای من خیلی اهمیت دارد و اجازه به ایشان دادند. وقتی که حضرت عبدالله این سخنان را به امیرالمومنین گفتند امیرالمومنین فرمودند شاید ایشان در رو ور وایستی افتاده باشند و این سخنان را به زبان اورده باشند برای همین فرمود بعد از مرگم دوباره برو و اجازه بگیر وقتی امیرالمومنین دار فانی را وا گفتند عبدالله دوباره پیش مادر مومنا رفتند ولی مادر مومنان فرمودند سخنان من همان هستند که گفتم و امیرالمومنین در قسمت چپ قبر عطهر رسواالله (ص) دفن شدند و حضرت ابوبکر صدیق در قسمت راست قبر ایشان همان گونه که پیامبر فرمودند روزی که وارد بهشت شویم همین گونه وارد میشویم حضرت ابوبکر سمت راست ایشان و حضرت عمر سمت چپ ایشان .