حدیثی بسیار جالب و پر محتوا که هر کلمه آن را باید با آب طلا نوشت، ابتدا به ترجمه حدیث می پردازم، پیامبر(ص) می فرمایند در روز قیامت هفت نفر و یا هفت گروه هستند که زیر سایه ی عرش خداوند قرار می گیرند روزی که هیچ سایه ای جز سایه عرش خداوند وجود ندارد و در آن روز خورشید آنقدر به زمین نزدیک می شود که در چند کیلومتری زمین قرار می گیرد و هر انسانی به اندازه گناهانش در زیر عرق این گرمای سوزان می جوشد بعضی ها تا شتالنگ بعضی ها تا کمر و بعضی ها هم با لاتر و هر کس به اندازه گناهی که کرده است در زیر عرقش می جوشد.

به گزارش سنت نیوز به نقل از وب سایت مسجد النبی بیرجند؛ حدیثی بسیار جالب و پر محتوا که هر کلمه آن را باید با آب طلا نوشت، ابتدا به ترجمه حدیث می پردازم، پیامبر(ص) می فرمایند در روز قیامت هفت نفر و یا هفت گروه هستند که زیر سایه ی عرش خداوند قرار می گیرند روزی که هیچ سایه ای جز سایه عرش خداوند وجود ندارد و در آن روز خورشید آنقدر به زمین نزدیک می شود که در چند کیلومتری زمین قرار می گیرد و هر انسانی به اندازه گناهانش در زیر عرق این گرمای سوزان می جوشد بعضی ها تا شتالنگ بعضی ها تا کمر و بعضی ها هم با لاتر و هر کس به اندازه گناهی که کرده است در زیر عرقش می جوشد. امروز که خورشید چندین سال نوری از زمین فاصله دارد و در آن روز گرما قابل حدس زدن نیست و در آن روز خداوند این انسانها را از گرمای طاقت فرسای محفوظ نگاه می دارد اول حاکم و پادشاه عادل کسی که در مقابل رعیتش تبعیض قائل نمی شود دوم جوانی که در عبادت خدا و اطاعت از خدا عمر و جوانیش را سپری کرده است. نه در پای فیلمها و برنامه های مبتذلی که امروزه متأسفانه دشمنان اسلام برای دور نگه داشتن جوانان ما از اسلام برنامه ریزی کرده اند. تا اینکه جوانان را از تعلیمات اسلام دور نگه دارند. سوم شخصی که قلبش وابسته به مسجد است و وقتی از مسجد بیرون می رود برای آمدن به آن لحظه شماری می کند. مانند ماهی که درآب احساس آرامش می کند این انسان در مسجد احساس آرامش می کند. سوم آن دو نفری که به خاطر خدا یکدیگر را دوست دارند و نه به خاطر منافعی که بر یکدیگر دارند و با همین دوستی از دنیا میروند. پنجم کسی که در خلوت یاد خدا رامی کند اشک از چشمانش جاری می شود همانطور که یکی از صفات خدا را خداوند ترس و جاری شدن اشک از چشم مؤمن و توکل می داند. ششم مردی که زنی زیبا و صاحب منسب وی را به عمل منافی عفت دعوت می کند و هیچ مانعی هم وجود ندارد و این شخص در جواب این زن می گوید من از خدا می ترسم و این کار را انجام نمی دهم و هفتم کسی که صدقه می دهد و انفاق می کند و آنچنان اخلاص دارد که وقتی با دست راستش صدقه می دهد دست چپش آگاه نمی شود.

۸۹۶۷۱۰۶۸۱۸۱۸۵۰۶۷۳۴۷۵

اگر ما بخواهیم حق مطلب این حدیث را ادا کنیم روزها و ماهها وقت می خواهد در مورد این حدیث گرانبها، ابتدا در مورد اهمیت عدالت مواردی را ذکر می کنم. خداوند هر چیز و کسی را که فرستاده است برای رعایت عدالت عدل و انصاف است. عدل و عدالت و انصاف معنی گسترده ای دارد مهمترین عدالت، عدالت انسانها با خداست که این عدالت همان پیروی از دستورات خداوند و شاکر بودن انعام وی است. در رأس همه اینها شرک نیاوردن به صفات خدا مخلوقی را. دوم عدالت با نفس است، عدالت نفس یعنی وادار کردن نفس به آنچه رضایت خدا در آن است. و اجتناب از خواهشات نفسانی و شهوانی نفس. مسلمان باید با نفسش تمام عمر جهاد کند و یک لحظه از این دشمن که با انسان است غافل نباشد پیامبر در دعاهایشان همیشه می گفتند: پروردگارا من را  یک چشم به هم زدن به حال خودم واگذار مکن. عمل صالح نفع ما را در این دنیا و دنیای آخرت در پی دارد و همانطور که قرآن میفرماید هر مصیبتی که به شما می رسد بر اثر گناهانی است که انجام می دهید. این ضرر رساندن به نفس ظلم به نفس است. در آیه ای خداوند می فرماید: کسی که کار زشت و گناهی انجام می دهد این انسان با این گناه به بدن و نفس خود ضرر رسانده است. سوم عدالت با دیگران است خداوند به شما دستور می دهد امانتهای دیگران را به صاحبانشان برگردانید و خیانت نکنید و خطاب به همه انسانها ست که با عدالت قضاوت کنید. خداوند دستور اکید می دهد که عدالت و انصاف را در همه جا مد نظر داشته باشیدو با دیگران رفتار نیکو انجام دهید به خویشاوندان خود کمک کنید. در آیه دیگر می فرماید که عدالت کنید که خداوند انسانهای عادل را دوست دارد. دشمنی شما را بر آن ندارد که بر دشمن خود ناعادلانه قضاوت کنیدو عدالت شاخه ای از تقواست. خداوند می فرماید در گفتار خود عدالت را رعایت کنید از شهادت دروغ بپرهیزید ، هر آنچه ثواب دارد این عدالت در گفتار است.

خداوند در همه زمینه ها دستور می دهد که عدالت را رعایت کنید.

در روایتی پیامبر می فرمایند: اگر دو گروه علما و حکام اگر فاسد شوند همه مردم فاسد می شود. مردم از حاکمان درس می گیرند و اگر این دو گروه اصلاح شوند همه انسانها اصلاح می شوند. پیامبر می فرمایند: وقتی امانت از بین رفت منتظر قیامت باشید، هنگامی که پستهای کلیدی به انسانهای غیر اصلح سپرده شوند قیامت نزدیک است. در روایتی دیگر می فرمایند: کسی که مسئولیتی را بر عهده می گیرد سپس شخصی را پستی می دهد که از این شخص فردی شایسته تر هم هست این هم به خدا و پیامبر خیانت کرده است. حضرت عمر (رض) می فرمایند اگر کسی صلاحیت پستی را به کسی داده است به خاطر اینکه دوستش است و یا از خویشاوندانش است هم به خدا و هم به رسول و هم به مسلمانها خیانت کرده است. نمونه کاملترین و و عادلترین خلیفه مسلمانها امیر المؤمنین عمر فاروق(رض) کسی که در اولین سخنرانی که با مردم دارد می گوید مردم بدانید من در زمان رسول خدا (ص) خادم و شمشیر و نگهبان پیامبر بودم در حالی که پیامبر رفتندو از من راضی بودند من سپاس خدا را به جای می آورم و بعد از آنها یار آنها ابوبکر (رض) که من خادم وشمشیر و نگهبان آنها بود م و ایشان فوت کردند و از من راضی بودند و امروز امور شما به من سپرده شده است شنیده ام که شما می گویید عمر بسیار سخت گیر است و ترسی در شما به وجود آمده است اما این را به شما عرض کنم من سخت گیر هستم اما نه برای همه من برای انسانهای معصیت کار بسیار سخت گیر هستم اما در مقابل انسانهای متقی من چهره ام را بر روی زمین خواهم گذاشت تا شما قدمهایتان را بر روی من بگذارید. این کلمات را کدام حاکم حاضر است بعد از نصب به زبان بیاور. متولیان بیت المقدس بعد از فتح می گویند که ما فق کلید را به عمر می دهیم و حضرت عمر فاروق(رض) با یار و مشاور خود حضرت علی (رض) مشورت می کنند و گفتند من باید به شام بروم و تو در این مدت باید جانشین من باشی و این یعنی جز محبت صمیمت و اخلاص در بین علی و عمر چیز دیگری نبود. حضرت عمر خلیفه ای که الگوی اما عادل است به غلامش می گوید  که شترم را آماده کن می خواهم به شام بروم سوار شدن بر شتر هم نوبتی است و یک مصیری را عمر و مصیری را غلامش سوار می شود و عمر پیاده می رود. نزدیک شام که می رسند ابو عبیده امین امت و فرمانده شام به استقبال عمر می آید و می گوید ای امیر المؤمنین اهل شام به استقبال شما آمده اند و این شایسته نیست که غلام سوار باشد و شما پیاده شما سوار بشوید اگر چه نوبت شما هم نیست حضرت عمر در عین ناراحتی می گویند ای ابو عبیده اگر این سخن را شخص دیگری به من می گفت من او را همین جا شلاق می زدم. و سپس می فرمایند: خدا این عزت را به خاطر اسلام به ما داده است و اگر ما خواسته باشیم عزت را در غز این جستجو کنیم خداوند متعال ما را ذلیل می کند. این یک نمونه از امامت امام عادل بود. حضرت عمر (رض) زمامداران خود را جمع می کنندو می گویند من شما را مسئول نکردم که مردم را بزنید من شما را مسئول کردم که مردم را به دین خدا و سنت پیامبر دعوت دهید. یکی از فرماندهان می گوید ای امیر المؤمنین در جایی که من هستم زورگویانی هستند که اموال مردم را میگیرند و آیا شما اجازه میدهید من آنها را شکنجه کنم و مالی را که گرفته اند از آنهاپس بگیرم ایشان با حالت عصبانیت می فرمایند تو در مورد شکنجه ی یک انسان از من اجازه می گیری آیا من می توانم در روز قیامت از عذاب خدا جلوگیری کنم که خداوند تو را عذاب ندهد و می می توان مانع خشم خدا شوم اگر امکان دارد با شاهد از آنها بگیر و اگر نشد با اقرار و اگر نشد با قسم و اگر این کار را کردند آنها را به حال خودشان بگذار شکنجه دادن در اسلام حرام است.