طاعت و بندگی به دو قسم تقسیم می شود: عبادات جانی و مالی، که در قرآن کریم در چند مورد مال را بر جان مقدم کرده است، «هل ادلکم علی تجارت تنجیکم من عذاب الیم …. تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم» آیا شما را به نجات دارین (دنیا و آخرت) آنچه دو دنیای شما را تأمین و از عذاب دردناک نجات دهد راهنمایی کنم. ما محتاج این راهنمایی خدا از عذاب هستیم. خشم خدا به انسانها گوناگون است. فقر و بدبختی فساد و فحشا، بی حجابی و … همه از عذابهای خداست و بالاتر از همه ی اینها ترک نماز است یعنی هیچ عملی خشم خدا را بر افروخته نمی کند که ترک نماز چنین می کند.

به گزارش سنت نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مسجد النبی (ص) اهل سنت بیرجند سخنران این هفته نماز جمعه ۱۳۹۳/۰۸/۲۳ مولوی تاج محمد ربانی نژاد بودند و سخنان خود را پیرامون هدف انسان؛ شناخت خدا و طاعت و بندگی است ایراد نموده و فرمودند: انسان که به دنیا آمده روی یک مقصد و هدف است و آن شناخت خدا و طاعت و بندگی است.

مولوی تاج محمد ربانی نژاد خطیب این جمعه مسجدالنبی (ص) فرمودند: طاعت و بندگی به دو قسم تقسیم می شود: عبادات جانی و مالی، که در قرآن کریم در چند مورد مال را بر جان مقدم کرده است، «هل ادلکم علی تجارت تنجیکم من عذاب الیم …. تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم» آیا شما را به نجات دارین (دنیا و آخرت) آنچه دو دنیای شما را تأمین و از عذاب دردناک نجات دهد راهنمایی کنم. ما محتاج این راهنمایی خدا از عذاب هستیم. خشم خدا به انسانها گوناگون است. فقر و بدبختی فساد و فحشا، بی حجابی و … همه از عذابهای خداست و بالاتر از همه ی اینها ترک نماز است یعنی هیچ عملی خشم خدا را بر افروخته نمی کند که ترک نماز چنین می کند. برای یک نماز هزاران هزار سال باید فرد در جهنم بسوزد در حالی که هیچ عذری هم ندارد فقط نشسته و وقت گرانبهای خود را بیهوده تلف می کند در پای تلویزیون و گوشی و ….

ایشان فرمودند: کسی که در دنیا مورد خشم خدا قرار می گیرد توفیق نماز به او داده نمی شود، هیچ عذری ندارد در خونه نشسته وقت نماز بی توجهی می کند. این فرد گرفتار خشم خدا می شود. خداوند می فرمایند: «هل ادلکم علی تجاره …» شما را خبر بدهم از معامله و تجارتی که شما را از عذاب دردناک نجات می دهد. تاجر، فروشنده انسان است و خریدار خدا است. در دنیا طرف حساب معامله هر چه مقامش بالاتر باشد خیلی افتخار دارد و در اینجا طرف حساب شما خداوند است که از تو بنده ی عاجز و ضعیف می خرد از آنچه به تو داده است. در هیچ جای دنیا شنیده نشده است که شاهزاده ای به دنیا آمده باشد و با او گردنبند طلایی هم آمده باشد، همگان لخت به دنیا می آیند و خدا به آنها همه چیز می دهد، به کثرت شاهزادگان بودند که به زیر صندلی کشیده شده اند. داد، داد خدا است و عزت و ذلت و دادن و ندادن به دست خدا است خدا از شما انسانها جان و مال شما را می خرد. در این معامله مشتری خدا است چرا خود را کم می شمارید؟! شرط اول در این معامله ایمان است، شخصی خدمت کرده، برق اختراع کرده مزد او در همین دنیاست بنابراین پناهگاه واقعی اعمال نیک، ایمان است. و در ادامه خداوند به انسان احترام گذاشته و گفته از مالهای خود به من بدهید. نجات دنیا و آخرت شما را تأمین می کنم در اینجا خدا مال را بر نفس مقدم کرده است و چون مال از ته قلب کنده می شود به خصوص بشر امروز، در زمان قدیم ایمان مسلمانهای صدر اسلام در ته قلب بود و و مال آنها در سر قلب بود وقتی درخواست کمک از آنها می شد ایمان به آنها فشار می آورد و مال را بیرون می انداخت اما امروز متأسفانه بر عکس شده است، مال در ته قلب و ایمان در سر قلب وقتی درخواست کمک می شود برای موسسه خیریه ای، حوزه ای و مسجدی مال قلب را بیرون می اندازد. چرا ای انسان فکر خود را نمی کنی ایمان برایت می ماند نه مال.

بترس از آه مظلومان که هنگام  دعا کردن                    اجابت از در حق بهر استقبال می آید

با گفتن کلمه «لا اله الا الله» ظاهر مسلمانی انسان درست است، اما همین کلمه را امیه بن خلف پشت سر پیامبر می گفت. آن منافقی که بر همسر پیامبر هم تهمت زد می گفت، بدترین توهین در عرف تمام جوامع این است که به ناموس انسان شود، و این منافق در واقع پیامبر را تحقیر کرد. بعضی از زنان پیامبران کافر بودند ولی فاحشه نبودند.

مولوی ربانی نژاد همچنین افزودند: در زمان قدیم اعلان کمک می شد حضرت عثمان غنی (رض) سیصد شتر را با تجهیزات آن زمان تأمین می کند، خدا می گوید که تو لخت به دنیا آمدی و چیزی نداشتی و الان اگر بخواهی از تو می گیریم، بسیاری از تاجران بودند که سرمایه ها داشتند و برشکست شده اند و به نان خوردن مانده اند. قبل از اینکه این سرمایه خدادادی از ما گرفته بشود بیاییم در راه خدا بدهیم و زندگی آخرت خود را تأمین کنیم. حدیث صحیح می آید که پیامبر(ص) می فرمایند: توسط یک لقمه نان یا یک کف خرما خداوند سه نفر را به بهشت می فرستد؛ یک مردی که زحمت کشیده و این لقمه نان را فراهم کرده این یکی از صدقه دهندگان است و به زن دستور می دهد به فقیران و مساکین که به در خانه می آیند صدقه بده، زن از سفره برمی دارد و به غلام می دهد و غلام آن را به فقیر می دهد یکی مرد است و دومی زن است و سوم غلام است که به دست محتاج داد، پیامبر خدا در پایان می فرماید «الحمد لله که خداوند اعمال ما را فراموش نکرده است».

پس قبل از اینکه ما را دست خالی به قبرستان ببرند در راه خدا صدقه بدهیم و این نیست که این باعث نقصان در مال شود نه اصلا و ابدا. شاعری در این باره می فرماید:

زکات مال بدر کن که فضله رز راس       چو باغبان ببرد بیشتر دهد انگور

زکات مال باعث رشد و نمو مال توست و از همان دستی که دادی می گیری برو از باغبان بپرس اگر تاک انگور را اصلاح نکند انگور می دهد، ممکن است انگور بدهد اما ریز و پراکنده است. همانطور که در این دنیا سفر کوتاهی در پیش داریم سفر طولانی حرمین شریفین باشد و این را بدانیم که همیشه در آنجا نمی مانیم پس بدون سرمایه نمی توان سفر کرد، سفری در پیش داریم بسیار طولانی و الی الابد در آنجا باقی خواهید ماند و راه برگشتی به هیچ وجه وجود ندارد حال چطورست که این سفر سرمایه نمی خواهد، لذا لازم است که به فکر آن زندگی هم باشیم.

خطیب جمعه مسجد النبی افزودند: امام احمد حنبل نقل می کنند که در گرمای سخت محشر به گفته احادیث خورشید دو میلی متر بالاتر از سر انسان است انسانی که در تابستان طاقت تابش آفتاب را ندارد و در حرمین که کوهها از حرارت زباد رنگ آنها عوض شده و سیاه شده است. اکنون که خورشید هزاران سال نوری با ما فاصله دارد آنجا را سایبانی نمی خواهد اگر چنین فکری کسی دارد در اشتباه محض است. حضرت عقبه بن عامر (رض) می گویند که از پیامبر شنیدم که فرمودند: هر انسانی هر مسلمانی در روز قیامت در سایه صدقه خود می باشد اگر چه صدقه ی کمی داده ولی با اخلاص داده است باز هم سایه او حفاظ او را می کند هر چه صدقه بیشتر باشد سایه تیره تر است. همین طور که در دنیای چند روزه زحمت می کشید برای آسایش خود و خانواده خود برای آن دنیا هم به فکر زن و بچه خود باشید انسان در روز محشر در سایه صدقه خود زندگی می کند تا اینکه در بین انسانها فیصله شود و اشخاص جهنمی و بهشتی مشخص می شوند. و سرمایه انسان در آن دنیا صدقه او در این دنیا است. رسول اکرم می فرمایند: صدقه دادن گرمی قبر را که یا باغی از باغهای بهشت است و یا آتشی از آتش جهنم است بر میدارد.

هدف انسان شناخت خدا و طاعت و بندگی

در دل چو کرده منزل جانان ما محمد             صد در گشاده در دل جانان ما محمد

ما بلبلیم و نالان در گلسِتان احمد                   ما لؤلؤیم و مرجان امَّان ما محمد

مستغرق گناهیم، هر چند که عذر خواهیم         پژمرده چون گیاهیم باران ما محمد

وز درد زخم  عصیان ما را چه غم چه سازد        وز مرحم شفاعت درمان ما محمد

فردا همان محمد نزدیک دوزخ آید                  دوزخ شود گریزان از هیبت محمد

ما بنده خداییم، بر دین مصطفاییم                  بر درگهش گداییم، سلطان ما محمد

از امتان دیگر ما آمدیم و برتر                           آن را که نیست باور برهان ما محمد

ای مؤمنان اخوان مدح حبیب رحمان               گویید و از دل و جان صلوات بر محمد

ای طالبان درودی وی مؤمنان سرودی              وز جان و دل درودی تا بشنود به یثرب افغان ما محمد

در باغ بوستانم دیگر مخان معینی                   با غم بس است و قرآن بستان ما محمد

دل و جانم فدای تو وامحمدا                         کی شود آن دم که ببینم رخ زیبای تو

حدیث دیگری را نافع بن خدیج می فرمایند که رسول اکرم فرمودند: صدقه و خیرات هفتاد باب بدی که می خواهد به انسان روی آورد بلاهایی که از آسمان می خواهد به سر او ببارد توسط صدقه انسان کمانه ای میشود و آن بلا را در آسمان منفجر می کند صدقه دفع بلا است واقعیت است و این گفته نشأت گرفته از سخنان تاجدار دو عالم است. از این چه می خواهی بیشتر صدقه عمر انسان را زیاد می کند و برکت و خیر را در مال و اولاد انسان می آورد