مولوی گل محمد منصوری خطاب به نمازگزاران خاطرنشان کرد: اگر جویای حال صحابه کرام شویم و اخلاق و رفتار آنها را مورد مطالعه قرار دهیم ، متوجه خواهیم شد که آنها چهار ویژگی منحصر به فرد داشتند؛ اول: ایمان قوی به خداوند متعال. دوم: اعتقاد به عظمت خداوند. سوم: اطاعت از سنت های پیامبر و چهارم: نرم خویی و مهربانی در بین یکدیگر و قاطعیت در برابر دشمنان.

به گزارش سنت نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی احناف خواف، مولوی گل محمد منصوری – مدرس حوزه علمیه احناف خواف – در نماز جمعه (۲۵ مهرماه ۹۳) اهل سنت خواف ، با تلاوت آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا»(آل عمران/۱۰۳) خاطرنشان کرد: خداوند متعال در آیه فوق ، راه نجات را برای بندگانش در عمل به قرآن و اعتصام به حبل متین معرفی می نماید.

وی گفت: تا زمانیکه امت اسلامی ملاک عمل خود را قرآن و سنت قرار دادند ، در تمام میادین پیروز بودند ، اما از وقتی که از این دو رکن مهم فاصله گرفتند ، خداوند نیز نصرت خود را از آنها دور کرد.

مولوی منصوری افزود: اگر امت اسلامی با توجه به ندای رهبری که بر یکپارچگی امت تلاش می کنند ، همدیگر را درک کنند که پیرو یک قرآن و پیامبر و قبله هستند و اعتقاد خود را که توحید است ملاک عمل قرار دهند ، خداوند متعال عزت و سربلندی را نصیب شان خواهد کرد.

وی تأکید کرد: چه خوب است که مسلمانان در مسائل اعتقادی همدیگر را تحمل کنند و یک طرفه قضاوت صورت نگیرد. مقام معظم رهبری می فرمایند: کسانی که بین شیعه و سنی تفرقه می اندازند و به مقدسات آنها توهین می کنند ، به انگلیس و صهیونیست خبیث خدمت نموده اند. لذا بهترین راه این است که همدیگر را تحمل کنیم، چرا که توهین به مقدسات اسلامی حرام است.

این مدرس حوزه علمیه احناف خواف خطاب به نمازگزاران خاطرنشان کرد: اگر جویای حال صحابه کرام شویم و اخلاق و رفتار آنها را مورد مطالعه قرار دهیم ، متوجه خواهیم شد که آنها چهار ویژگی منحصر به فرد داشتند؛ اول: ایمان قوی به خداوند متعال. دوم: اعتقاد به عظمت خداوند. سوم: اطاعت از سنت های پیامبر و چهارم: نرم خویی و مهربانی در بین یکدیگر و قاطعیت در برابر دشمنان.

اگر می خواهیم عزت و سربلندی نصیب مان شود ، باید صحابه کرام را در قرآن بررسی کنیم. خداوند متعال در رابطه با پاکی قلب آنها می فرماید:« أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّـهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ لَهُم مَّغْفِرَ‌هٌ وَأَجْرٌ‌ عَظِیمٌ ﴿٣﴾ »(حجرات) اصحاب بزرگوار ، کسانی هستند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه و ناب داشته است. برای ایشان آمرزش و پاداش بزرگی است.

قرآن کریم در تصویری گویاتر در مورد اصحاب می فرماید:« إِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوا ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ »(بقره/۱۳۷) اگر آنان ایمان بیاورند، همچنان که شما ایمان آورده‌اید، و بدان چیزهائی که شما ایمان دارید، ایشان نیز ایمان داشته باشند، بی‌گمان (به راه درست خدائی) رهنمود گشته‌اند، و اگر پشت کنند  پس راه اختلاف و دشمنانگی را (با شما) در پیش گرفته‌اند.

آنجایی که خداوند متعال از دو گروه پیامبر که مهاجرین و انصار هستند ، می فرماید:« وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِ‌ینَ وَالْأَنصَارِ‌ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّ‌ضِیَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَ‌ضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِ‌ی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ‌ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿١٠٠﴾»(توبه) پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر (درختان و کاخهای) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا می‌مانند. این است رستگاری و پیروزی بزرگ.

مولوی منصوری در ادامه سخنان خویش به فضیلت صحابه در آیینه حدیث اشاره نمود و خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «خیر أمتی قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم» بهترین زمان ، قرن من است ، سپس قرن بعد از من و سپس قرن بعد از آن.

وی افزود: آیت الله علی اردبیلی در کتاب کشف الغمه می نویسد: از حضرت زین العابدین نقل کرده که فرمودند: تعدای از مردم عراق خدمت حضرت زین العابدین آمده و در مذمت سیدنا ابوبکر و دیگر صحابه سخنانی بر زبان آوردند. ایشان خطاب به آنها فرمودند: آیا شما از مهاجرین هستید که خداوند آنها را «هم الصادقون» معرفی نموده است؟ گفتند:نه ، بعد سوال فرمودند: آیا شما از «مفلحین» هستید که خداوند آنها را این چنین معرفی کرده؟ گفتند: نه ، سپس افزودند: شما جزو آن کسانی نیستید که می گویند:« رَ‌بَّنَا اغْفِرْ‌ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَ‌بَّنَا إِنَّکَ رَ‌ءُوفٌ رَّ‌حِیمٌ» بعد ادامه دادند: از نزد من خارج شوید ، خداوند به شما سزای بد دهد.

m-mansoori

سخنران این هفته نماز جمعه اهل سنت خواف در بخش دیگر سخنان خویش ، به مسئله غدیر خم از دیدگاه اهل سنت و جماعت اشاره ای نمود و اظهار داشت: کاش این مسائل از رسانه ملی پخش میشد تا امت اسلام از این مطالب آگاه می شدند تا خدای ناکرده دشمنان سوء استفاده نمی کردند و از آن سوی مرزها برنامه ای صورت نگیرد، چرا که ما وطن خود را دوست داریم. اما با همه این مسائل ، اهل سنت و جماعت هیچ وقت اجازه نداده و نخواهد داد تا اختلافی بین شیعه و سنی بیفتد. اما از این جهت که خیلی از افراد در مورد این قضیه سوالاتی می کنند ، لذا این مسئله از دیدگاه اهل سنت و جماعت بیان می شود.

وی گفت: ارکان اسلام پنج چیز است؛ شهادتین ، نماز ، روزه ، زکات و حج . شهادتین به مدت ۱۳ سال توسط رسول الله در مکه انجام گردید ، و بقیه ارکان از سال دوم هجری، فرضیت آن شروع و قبل از نهم هجری عملا و شفاها به مرحله عمل در آمد. فقط مسئله حج باقی مانده بود که پیامبر خدا در سال نهم هجری با بسیاری از اصحاب عازم مکه مکرمه شدند و مسائل حج را به آنها توضیح دادند. وقتی همه ی ارکان تکمیل شد ، در روز نهم ذی الحجه (عرفه) آیه«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَ‌ضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا »(مائده/۳) نازل شد.

وی در بیان واقعه غدیر خم گفت: مورخین اهل سنت در مورد غدیر خم نوشته اند:«وقتی علی ابن ابی طالب از یمن آمد (یعنی چند روز قبل از واقعه غدیر) تا پیامبر را در مکه ببیند کسی از یاران خود را به فرماندهی سپاه گماشت و او لباس هایی را که از یمن آورده بود به سربازان داد تا بپوشند و چون سپاه به مکه نزدیک شد علی(رض) برای دیدن آنها رفت و دید که لباس ها را پوشیده اند او گفت: چرا چنین کردی؟ گفت: اینان را پوشانیدم که وقتی آمدند آراسته باشند. حضرت علی(رض) فرمود: پیش از آن که به نزد پیامبر خدا برسند لباس ها را بیرون کنند. سربازان لباس ها را بیرون کردند و از این کار آزرده خاطر شدند حضرت ابوسعید خدری(رض) می گوید: سربازان از حضرت علی شکایت کردند و پیامبر میان ما به سخن برخاستند و شنیدم که فرمودند: ای مردم، از علی شکایت نکنید که او در کار خدا (یا فرمودند در راه خدا) خشونت می کند. از اینجا دامنه شایعات گسترش می یابد تا حدی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) در منطقه غدیر خم مجبور می شوند پس از اقامه نماز با گفتن جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ» به این شایعه پراکنی ها و خصومتها پایان دهند.این شأن ورودی است که اهل سنّت برای این حدیث بیان می کنند.

باید دانست که کلمه «مولی» را به معنای خلافت گرفتن اصلاً از لحاظ علم لغت عرب درست نیست.یعنی استدلال به حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» که مولا به معنای أولی به تصرف و أولی به تصرف یعنی إمامت، درست نیست چون مولی را قرار دادن به جای أولی تمامی علمای لغت عرب این را انکار می کنند بلکه می گویند اسمی که بر وزن مفعل «مولی» باشد أصلاً بر وزن أفعل «أولی» نمی آید.

جدا از آن ، اگر منظور رسول الله (صل الله علیه وسلم) خلافت می بود آن را به صراحت ذکر می کردند.یعنی اگر منظور رسول الله (صل الله علیه وسلم) خلافت می بود با صراحت آن را بیان می کردند و آنچه که دلالت می کند بر اینکه منظور رسول الله (صل الله علیه وسلم) محبت بوده است و نه خلافت، این است که أبو نعیم از نوۀ حضرت علی (رضی الله عنه) (الحسن المثنى بن الحسن السبط «رحمه الله») روایت کرده است که از ایشان در مورد حدیث غدیر سؤال شد که آیا این حدیث نصی برای خلافت حضرت علی (رضی الله عنه) است؟ ایشان فرمودند: که اگر رسول الله (صل الله علیه وسلم) از این حدیث خلافت را مد نظر می داشتند حتماً می گفتند «أیها الناس هذا ولی أمری والقائم علیکم بعدی فاسمعوا و أطیعوا» ای مردم این فرد (حضرت علی «رضی الله عنه») ولی أمر شماست و سرپرست شما بعد از من می باشد پس بشنوید و از او اطاعت کنید چون آن حضرت (صل الله علیه وسلم) أفصح الناس و واضحگو ترین مردم بودند.

همچنین حضرت علی (رضی الله عنه) می فرماید: «و الذی فلق الحبّه و برئ النسمه لو عهد إلیّ رسول الله (صل الله علیه وسلم) عهداً لجادلت علیه و لم أترک إبن أبی قحافه یرقی فی درجه واحده من منبره»  یعنی قسم به آن ذاتی که دانه را شکافت و جهانیان را آفرید اگر رسول الله (صل الله علیه وسلم) عهدی با من کرده بود با چابکی بر آن می شتافتم و پسر أبی قحافه (أبوبکر «رضی الله عنه») را نمی گذاشتم که به پلّه ای از منبر پیغمبر (صل الله علیه وسلم) بالا رود.

اگر پیامبر (صل الله علیه وسلم) می خواستند که أمر مهمّی چون جانشینی بعد از خود را بیان کنند آن را در مکّه هنگامی که همه مسلمانان حضور داشتند اعلام می کردند و آن را برای وقتی نمی گذاشتند که همه از حج برگردند و به شهر هایشان بروند و فقط آن را برای أهل مدینه بیان کنند چون غدیر خم در جحفه است که ۲۵۰ کیلومتر از مکّه فاصله دارد و فقط أهل مدینه و کسانی که در راه مدینه می رفتند با پیامبر (صل الله علیه وسلم) همراه بودند.